السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
36
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
تعريف حقيقى و تعريف لفظى 4 . گفتيم : مفهوم وجود ، يك مفهوم روشن و بىنياز از تعريف است ؛ اكنون مىافزاييم : نه تنها مفهوم وجود به تعريف نياز ندارد ، بلكه اساسا « تعريف حقيقى » آن امكانپذير نيست و آنچه در تعريف آن ذكر مىشود ، در واقع « تعريف لفظى » و « شرح الاسم » « 1 » است . براى توضيح اين مطلب ، ابتدا فرق ميان تعريف حقيقى و تعريف لفظى را بيان مىكنيم و سپس اثبات مىكنيم كه چرا « وجود » نمىتواند تعريف حقيقى داشته باشد . تعريف حقيقى عبارت است از يك رشته مفاهيم كه موجب شناسايى چيزى مىشوند . « 2 » به عنوان مثال اگر كسى نداند كه مثلث چيست ؟ آنگاه به او گفته شود : « مثلث شكلى است كه سه ضلع و سه زاويه دارد » ، تعريف حقيقى خواهد بود . تعريف لفظى آن است كه معناى لفظى به وسيلهء لفظ ديگرى بيان شود . مثلا به كسى كه نمىداند غضنفر و عصفور يعنى چه ؟ گفته شود : « غضنفر به معناى شير ، و عصفور به معناى گنجشك است » . آنچه در كتابهاى لغت صورت مىگيرد از همين قبيل است . در تعريف لفظى ، معنا و مفهوم - مثلا حيوان درّندهاى كه ضربالمثل شجاعت است - در ذهن ما هست ولى نمىدانيم كه فلان لفظ خاص - مثلا لفظ غضنفر - براى آن معنايى كه در ذهن ما هست ، وضع شده است يا نه . كارى كه تعريف لفظى مىكند آن است كه رابطهء لفظ با معنا را مشخص مىسازد و شنونده را آگاه مىكند كه لفظ غضنفر براى آن حيوان چنانى وضع شده است ، نه
--> ( 1 ) . « شرح الاسم » دو اصطلاح دارد . در يك اصطلاح بر « تعريف لفظى » اطلاق مىشود و مرادف با آن است ، و در اينجا همين اصطلاح موردنظر است و ظاهرا منشأ اين اصطلاح سخن حكيم سبزوارى در منظومه مىباشد . اصطلاح دوم « شرح الاسم » - كه اصطلاح معروف و رايج آن است - ، مرادف با « تعريف اسمى » مىباشد . تعريف اسمى ، درست مانند تعريف حقيقى ، از جنس و فصل و يا عرض خاصه تشكيل مىشود و تنها فرقشان در اين است كه ، تعريف اسمى ، پيش از علم به تحقق خارجى معرّف است امّا تعريف حقيقى ، پس از علم به تحقق آن مىباشد . اگر به كسى كه نمىداند روح وجود دارد ، گفته شود : « روح جوهرى است مجرد و متعلق به بدن . . . » ، تعريف اسمى خواهد بود و اگر همين عبارت ، به كسى كه به وجود روح باور دارد ، گفته شود ، تعريف حقيقى خواهد بود . ( 2 ) . چنانكه در منطق آمده ، تعريف حقيقى عبارت است از « المعلوم التصوريّ الموصل الى مجهول تصوري الواقع جوابا عن ما الحقيقية » . ( ر . ك : منطق ، علامه محمد رضا مظفر ، ترجمه على شيروانى ، ج 1 ، صص 157 - 160 .